برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
انا واقفه فیالحب لا واقعه فیالحب اریدک بکامل وعیی... قادر؟ انت تعرف انها قصیده من غادهالسمان و حقیقه تغلی من قلبی الیک...
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
قادر؟ تمام قمریهای دنیا امشب توی دلم میخوانند از شوری که در من افکندی. پس از مدتها اشک و دلتنگی و عطش تنم با شور خواهشت زنده شد. به اوج رضایت رسیدم. گفتوگوی با تو این طور است، آغوشت چه خواهد کرد با من عشقم؟
امشب ماده گرگ سر آرام به بالش میگذارد...
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
احبک الان ایضا، فی الظهیره، دون تکییف او ارتیاح، احبک و الشمس تلسع وجهی...
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده